ارومیه

مجله اینترنتی مراقبت از مو

ارومیه

۴ بازديد
فروتن بود. وقار و متانت ذاتی او هرگز او را رها نکرد. متانت، تعادل و توازن او همیشه او را حفظ می‌کرد. گفتن اینکه او توانایی‌های فرماندهی پدر برجسته‌اش را به ارث برده، گزافه‌گویی است، اما کاملاً در چارچوب یک انتقاد منصفانه خواهد بود که تأیید کنیم او بسیاری از والاترین ویژگی‌ها و صفات آن مرد بزرگ را به ارث برده است. از نظر رفتار شخصی، در آن رفتار مودبانه، مهربان، با ملاحظه، طلسم نویس با عزت نفس و محترمانه که اطمینان از یک جنتلمن کامل را می‌دهد، او بسیار شبیه پدرش بود. او همیشه خوش‌برخورد و صمیمی بود، و ارومیه با این حال شک دارم که بهترین دعانویس شهر آیا کسی تا به حال سعی در بی‌احترامی ناروا یا صمیمیت بیش از حد با او داشته باشد.

شخصیت والا و خوش‌برخوردی او، او را دعا در برابر چنین روابطی محافظت می‌کرد. در اواخر جنگ داخلی، ما تقریباً از ابتدا تا انتها، دوشادوش هم در یک سپاه سواره نظام در یک ارتش خدمت کردیم. بنابراین، من بهترین فرصت‌ها را داشتم تا ارزیابی درستی از او به عنوان یک سرباز و انسان داشته باشم، و قرار دادن او در میان ... در محدوده قضاوت عادلانه است. [93]برجسته‌ترین فرد در میان آن صف درخشان سربازان و مردان آمریکایی در آن دوره پرماجرا. من با خاطراتی زنده، اولین ارتباطم با او را در اشلند، ویرجینیا، در ژوئن ۱۸۶۱ به یاد کاشان می‌آورم، جایی که او به عنوان کاپیتان جوان سواره نظام در یک مدرسه آموزشی مستقر بود.

از آنجا با مدارج منظم به سرلشکر لشکر ارتقا یافت و شمشیر خود را با آن رتبه به زمین گذاشت. ژنرال لی هرگز آرزو نداشت که به چیزی تبدیل شود که طلسم گاهی اوقات یک سرباز "جسور" بهترین دعانویس شهر نامیده می‌شود. او از انجام جدی، صادقانه و مداوم وظایفش کاملاً راضی بود. گفتن اینکه پسر رابرت ای. لی و نوه "اسب نور" هری لی شجاعت داشت، تعارف نیست. چنین ویژگی‌ای جزء ضروری جادو و طلسمات شخصیت چنین مردی است. اما شجاعت او از آن نوع پر سر و صدا و بی‌ادبانه‌ای که اغلب برای جلب کهریزک توجه به نمایش گذاشته می‌شود، دعا نبود. در نبرد، او به اندازه هر سربازی که شمشیر به دست می‌گرفت یا دسته‌ای را در میدان نبرد مستقر می‌کرد، ثابت قدم، استوار و بی‌حرکت بود.

در جادو و طلسمات روابط خود با زیردستان، او نمونه کاملی از نزاکت نظامی بود، همیشه با ملاحظه و مهربان، اما در اجرای نظم و انضباط قاطع و بی‌طرف. او نسبت به همتایان و مافوق‌هایش در هر رتبه‌ای، جادو و طلسمات رفتاری شوالیه‌وار داشت که همزمان احترام و اعتماد را برمی‌انگیزد. چگونه می‌توانست غیر از این باشد، در حالی که از تبار چنین نجیب‌زاده‌ای بود و چنین زاهدان الگویی از وقار درباری و مردانگی بی‌آلایش داشت؟ پس از پایان خصومت‌ها، پس از انجام تمام وظایف خود، آنطور که می‌دانست، با وفاداری و جادو و طلسمات شجاعت، به کشور زادگاهش، به مزرعه‌اش، بازگشت و در آنجا، با همان شیوه‌ی رفتاری آرام، شرافتمندانه و مردانه، خود را وقف وظایف زندگی مدنی کرد و با سرمشق خود، معیار شهروندی شایسته‌ی جمهوری بزرگی را که وفاداری خود را به آن تجدید

کرده بود، برقرار ساخت. [94]مردم ایالت ویرجینیا نمی‌توانستند و اجازه ندادند مردی با شخصیت طلسم والا، ویژگی‌های فکری سالم و قضاوت محافظه‌کارانه‌ی او در زندگی خصوصی‌اش باقی بماند. خدمات و الگوی او برای دامغان عموم بسیار ارزشمند بود و او به خدمات عمومی فراخوانده شد، ابتدا به عنوان سناتور در مجلس قانونگذاری ایالتی و بعداً به مجلس سفلی کنگره. در آنجا، مانند هر جای دیگر، او به زودی در میان خردمندترین و مطمئن‌ترین قانون‌گذاران در مجلس جای گرفت و با همان احترام صادقانه‌ای که به طلسم نویس وظیفه خود در قبال موکلان و کشورش داشت و هر رابطه و موقعیت زندگی‌اش را مشخص می‌کرد، با لحنی متواضع و آرام به راه خود ادامه داد.

آن دسته از ما، آقای رئیس جمهور، که مورد لطف آشنایی او قرار گرفتیم، با احترامی نزدیک به تکریم، از چهره‌ی آمرانه‌اش هنگام ورود به این مجلس، حضور باوقار، رفتار ملایم، گفتگوی متقاعدکننده، و رفتارهای دوستانه و محترمانه‌اش دعا یاد می‌کنیم. آگاهی از اینکه دیگر هرگز او را نخواهیم جادو و طلسمات دید، تأملی غم‌انگیز و افسرده‌کننده و دعا یادآوری سوگواری است که تنها مسئله‌ی زمان است - اینکه انسان فانی تا چه زمانی نمی‌تواند پیش‌بینی کند - زمانی که کسانی از ما که از او جان سالم به در می‌برند، باید از فراخوان مشابهی پیروی کنند و مانند او برای همیشه از صحنه‌ی زندگی ناپدید شوند.
تا كنون نظري ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در رویا بلاگ ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.