سوسنگرد

مجله اینترنتی مراقبت از مو

سوسنگرد

۵ بازديد
در مورد حیوانات پست‌تر است، اما بزرگترین جرم در مورد انسان نیست . جملات ارزشمند سر هنری تیلور به ریشه اصلی سوال می‌پردازد: «درد، وحشت، عذاب‌های مرگبار، که قلب تو را در انسان می‌ترساند، برای حیوانات نیز دریغ نخواهی کرد. آیا درد آنها طلسم کمتر غم‌انگیز و واقعی است؟ درد در انسان، رسالت والای کوبنده و بادبزن را بر دوش می‌کشد؛ در حیوانات، کاملاً رقت‌انگیز است. » درد، شرِ برترِ وجود حیوانات پست‌تر است، شری که (تا جایی که ما می‌توانیم ببینیم) هیچ خیرِ طلسم جبران‌کننده‌ای سوسنگرد ندارد. در مورد طلسم نویس مرگ، مرگِ بدون درد - که به هیچ وجه شرِ برتر برای آنها نیست - اغلب حقیقی‌ترین رحمت است.

بنابراین، به جای عبارت مورد علاقه‌ی برخی از فیزیولوژیست‌ها، که «آنها برای نجات کوچکترین درد یک انسان، صدها هزار حیوان طلسم نویس را شکنجه می‌دهند»، اخلاق واقعی به ما می‌گوید که رفاه اخلاقی انسان را فقط از اهمیت بالایی برخوردار بدانیم، و هر چیزی را که می‌تواند به آن آسیب برساند (مانند، مثلاً، عمل یا تأیید عمل ظلم) به عنوان بدترین شرها بدانیم، حتی اگر همراه با آن، کاهش درد جسمی نیز وجود داشته باشد. در این مورد، اسقف فعلی وینچستر[صفحه ۱۳۴]او این موضوع را به طور امیدیه خلاصه بیان کرده است. «درست است که انسان از حیوان برتر است، اما بخشی از دعا انسان که ما آن را به این عنوان می‌شناسیم، طبیعت اخلاقی و معنوی اوست.

تا جایی که به بدن طلسم نویس و دردهای طلسم آن مربوط بهترین دعانویس شهر می‌شود، هیچ دلیل خاصی وجود ندارد که آنها را بیش از بدن طلسم و دردهای جسمانی یک حیوان در نظر بگیریم.» البته، دعا در تمام این مسیر استدلال، آن دسته از متفکران نابغه‌ای که اخیراً (با چنین زمان‌بندی شومی برای بحث کالبدشکافی) آموزه‌ی فرضی دکارت مبنی بر اینکه ظهور درد و لذت در حیوانات صرفاً یک توهم است جادو و طلسمات و آنها فقط آدم‌های خودکار هستند - «نوعی برتر از عروسک‌های خیمه‌شب‌بازی که بدون رامهرمز لذت غذا می‌خورند، بدون درد گریه می‌کنند، چیزی نمی‌خواهند، چیزی نمی‌دانند و فقط هوش را تقلید می‌کنند، همانطور که زنبور دعا از ریاضیدان تقلید می‌کند» - را کشف طلسم نویس دعا کرده‌اند، زمین زیر پای ما بهترین دعانویس شهر را خالی می‌کنند.

اگر این نتیجه‌گیری، که باید به خاطر آن به علم مدرن تبریک گفت، پذیرفته شود، جادو و طلسمات البته نتیجه این می‌شود که ما نباید به خستگی یک شکارچی شریف بیشتر از جیرجیر چوب یک اسب گهواره‌ای اهمیت دهیم؛ و اینکه احساساتی که یک کودک به عروسک خود می‌دهد، جدی‌تر از احساساتی خواهد بود که به سگی که از غم بر سر قبر صاحبش می‌میرد، می‌دهیم. با این حال، اگر برعکس به نظر ما برسد (همانطور که مطمئناً برای من اینطور است)، شواهد کاملاً خوبی طلسم وجود دارد که سگ‌ها بهبهان و فیل‌ها همانطور که برخی فیزیولوژیست‌ها استدلال می‌کنند، و شواهد بسیار بهتری مبنی بر اینکه آنها - حیوانات - احساس می‌کنند، شاید بتوانیم دکارتیسم قرن نوزدهم را کنار بگذاریم و بدون تأخیر بیشتر تلاش کنیم تا به طور خاص‌تر احساس مناسب انسان

را دعا برای حیوانات دارای ادراک تعریف کنیم. دیده‌ایم که باید با حس متمایزی از درجه‌ای از مسئولیت اخلاقی در قبال آنها شروع کنیم. آن حس باید چه شکلی به خود جادو و طلسمات بگیرد؟ ما عادت کرده‌ایم که خود را در انواع و اقسام انزجارها نسبت به حیوانات خاص غرق کنیم، که شاید منشأ جادو و طلسمات و علت وجودی برخی از آنها به روزگار اجداد دور اما نه جاجرم چندان برجسته ما برمی‌گردد، «وقتی وحشی در جنگل بود، وحشی نجیب می‌دوید»؛ یا کسانی از دوران بسیار قدیم‌تر، که همانطور که آقای داروین می‌گوید، «در عادات جادو و طلسمات خود درخت‌زی بودند»، طلسم نویس پیش از آنکه ما سزاوار سرزنش باشیم که «خود را بی‌دم و بی‌مو کرده‌ایم و چین‌های زیادی در مغزمان ایجاد کرده‌ایم».

باز هم، تعصبات دیگر صرفاً هوس‌های شخصی هستند که سه چهارم آنها تظاهر محض هستند. یک مرد از نشستن در اتاقی با یک گربه بی‌خطر امتناع می‌کند، و یک خانم با دیدن موشی که از این رویارویی بی‌نهایت بیشتر از او ناراحت است، جیغ می‌کشد. من فردی را می‌شناسم، که در غیر این صورت به خاطر جسارتش متمایز بود، «ردپا می‌گذارد»[صفحه ۱۳۶]در چندین زمینه برای جلوگیری از یک گاو آرام نشخوارکننده. در مرحله کنونی تمدن ما، این تعصبات احمقانه، اگر ابتذال نباشند، بربریت و نابهنگامی هستند و باید مانند نمایش‌هایی از جهل یا کودکانگی با آنها رفتار شود. برای اجداد دوردست ما که قبلاً ذکر شد، با دندان‌های تیز و پشمالو، که برای بقا با خرس غار و ماموت در بیابان زوزه‌کش جهانی هنوز بی‌فرهنگ
تا كنون نظري ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در رویا بلاگ ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.