دوشنبه ۰۴ اسفند ۰۴ | ۱۱:۵۰ ۴ بازديد
در اینجا یک مثال مهم آورده شده است.» ۶۶ با این کار، او از یک صندوقچه، وسیلهای عجیب بیرون آورد که به نظر ما چیزی بین یک بالشتک لاستیکی و یک زیرپیراهنی بود. همانطور که آلرتون توضیح داد، قرار بود با کشیدن آن روی سر و پوشاندن آزاد بدن از گردن تا رانها، پوشیده شود. این وسیله از دو لایه بافت نازک روبانمانند تشکیل شده بود و میتوانست مانند یک بادکنک باد شود. آلرتون طلسم نویس توضیح داد: «این بند برای اتصال یک محفظه فلزی کوچک - این یکی است - به سمت چپ شما است که حاوی کریستالهای برازجان آن است.
با دعا ریختن کمی آب روی کریستالها، از طریق دریچه، گازی بسیار فرار اما قدرتمند به نام «تملین» ایجاد میشود که لباس را باد میکند. چاکا یکی از آنها را میپوشد، بنابراین میتوانید دقیقاً ببینید که چگونه کار میکند.» ۶۷ مایا فوراً اطاعت کرد، پوشش لاستیکی را روی سرش کشید و دستانش را از سوراخهایی که برای این منظور تعبیه شده بود، عبور داد. سپس محفظه فلزی را که فکر میکنم آلومینیومی بود، وصل کرد و کریستالهای آن را با آب پر کرد. بلافاصله گاز شروع به هجوم به داخل دعا لباس عجیب و غریب کرد، که چهارباغ آنقدر باد کرد که نیمه بالایی چاکا به طرز مضحکی باد کرد.
سپس گاز را خاموش کرد و نگاهی پرسشگرانه به آلرتون انداخت. ستوان اعلام جادو و طلسمات کرد: «چاکا به جای اینکه مثل مدتی پیش حدود صد و هشتاد پوند وزن داشته باشد، حالا فقط کمی از طلسم نویس خود هوا سنگینتر است.» برای تأیید این موضوع، مایا دعا به آرامی به سمت میز کلبه پرید و با قدرتی مانند جادو و طلسمات یک توپ لاستیکی دوباره به زمین برگشت. شهر بابک آلرتون توضیح داد: «در کوهنوردی، و همچنین در پایین آمدن از پرتگاهها و موارد مشابه، این لباس باد شده بسیار ارزشمند خواهد بود. این لباس از لاستیک ساخته نشده، آنطور که شاید شما تصور میکنید، بلکه از مادهای جدید و شگفتانگیز به سختی فولاد و نفوذناپذیری ساخته شده است.
این یک کشف علمی جدید است که در ساخت لاستیکهای پنچر نشدنی خودرو استفاده میشود و من اولین کسی هستم که تا به حال آن را برای هر هدف دیگری تطبیق دادهام. ژاکت گازی، همانطور که من آن طلسم را مینامم، توسط عمو سیمئون پیشنهاد شد و من بلافاصله از ارزش آن قدردانی کردم. ده عدد از آنها در این صندوقچه وجود دارد که هر کدام دارای یک مخزن گاز برای باد کردن آن هستند. اکنون مهمترین کاربرد آن را نشان خواهم داد. اگر چاکا کمی گاز بیشتر به ژاکت وارد کند، او را از پا در میآورد.» چاکا این کار را بیدستان انجام داد، به آرامی مانند یک بادکنک به سقف کابین بالا رفت، اما همچنان قائم ماند زیرا پاهایش او را در حالت عمودی نگه داشته بودند.
طلسم حالا او دریچهای را لمس کرد که بخش خاصی از گاز را آزاد میکرد و به او امکان میداد دوباره به طبقه پایین بیاید. آلرتون گفت: «از آنجایی که معمولاً این ژاکت پوشیده میشود، هدف بهترین دعانویس شهر این است که وزن کافی دعا در بدن شما حفظ شود تا بتوانید تمام حرکات خود را کنترل کنید و در عین حال وزن خود را تا حدی کاهش دهید که از خستگی جادو و طلسمات جلوگیری شود. من میتوانم با آن ژاکت از روی یک پرتگاه بپرم و بدون آسیب در پایین آن فرود بیایم. اگر میخواستم دعا از دست دشمن فرار کنم، میتوانستم به هوا اوج بگیرم، جایی که دسترسی به من غیرممکن بود.» ۶۹ او چاقوی جیبیاش را بیرون آورد و از من خواست که جلیقهی ضدگلولهای را که چاکا مهرگان پوشیده بود،
پاره یا سوراخ کنم؛ اما آن پارچه در برابر تمام تلاشهای من مقاومت کرد. آلرتون اظهار داشت: «شک دارم که گلولهای از فاصله نزدیک بتواند به آن نفوذ کند؛ من هرگز این آزمایش را انجام ندادهام، اما جایی که ما میرویم هیچ گلولهای توسط بومیان استفاده نمیشود.» همه ما از این تدبیر عجیب غرق در شگفتی شدیم. پرسیدم: «اون جعبهی کوچیک کریستال چقدر گاز تولید میکنه؟» «به اندازهای که ژاکت را شش بار باد کنم. اما من مقدار زیادی کریستال آنملین در صندوقچهی دیگری دارم تا بهترین دعانویس شهر در صورت لزوم، جعبهها را دوباره پر کنم.» آرچی پرسید.
با دعا ریختن کمی آب روی کریستالها، از طریق دریچه، گازی بسیار فرار اما قدرتمند به نام «تملین» ایجاد میشود که لباس را باد میکند. چاکا یکی از آنها را میپوشد، بنابراین میتوانید دقیقاً ببینید که چگونه کار میکند.» ۶۷ مایا فوراً اطاعت کرد، پوشش لاستیکی را روی سرش کشید و دستانش را از سوراخهایی که برای این منظور تعبیه شده بود، عبور داد. سپس محفظه فلزی را که فکر میکنم آلومینیومی بود، وصل کرد و کریستالهای آن را با آب پر کرد. بلافاصله گاز شروع به هجوم به داخل دعا لباس عجیب و غریب کرد، که چهارباغ آنقدر باد کرد که نیمه بالایی چاکا به طرز مضحکی باد کرد.
سپس گاز را خاموش کرد و نگاهی پرسشگرانه به آلرتون انداخت. ستوان اعلام جادو و طلسمات کرد: «چاکا به جای اینکه مثل مدتی پیش حدود صد و هشتاد پوند وزن داشته باشد، حالا فقط کمی از طلسم نویس خود هوا سنگینتر است.» برای تأیید این موضوع، مایا دعا به آرامی به سمت میز کلبه پرید و با قدرتی مانند جادو و طلسمات یک توپ لاستیکی دوباره به زمین برگشت. شهر بابک آلرتون توضیح داد: «در کوهنوردی، و همچنین در پایین آمدن از پرتگاهها و موارد مشابه، این لباس باد شده بسیار ارزشمند خواهد بود. این لباس از لاستیک ساخته نشده، آنطور که شاید شما تصور میکنید، بلکه از مادهای جدید و شگفتانگیز به سختی فولاد و نفوذناپذیری ساخته شده است.
این یک کشف علمی جدید است که در ساخت لاستیکهای پنچر نشدنی خودرو استفاده میشود و من اولین کسی هستم که تا به حال آن را برای هر هدف دیگری تطبیق دادهام. ژاکت گازی، همانطور که من آن طلسم را مینامم، توسط عمو سیمئون پیشنهاد شد و من بلافاصله از ارزش آن قدردانی کردم. ده عدد از آنها در این صندوقچه وجود دارد که هر کدام دارای یک مخزن گاز برای باد کردن آن هستند. اکنون مهمترین کاربرد آن را نشان خواهم داد. اگر چاکا کمی گاز بیشتر به ژاکت وارد کند، او را از پا در میآورد.» چاکا این کار را بیدستان انجام داد، به آرامی مانند یک بادکنک به سقف کابین بالا رفت، اما همچنان قائم ماند زیرا پاهایش او را در حالت عمودی نگه داشته بودند.
طلسم حالا او دریچهای را لمس کرد که بخش خاصی از گاز را آزاد میکرد و به او امکان میداد دوباره به طبقه پایین بیاید. آلرتون گفت: «از آنجایی که معمولاً این ژاکت پوشیده میشود، هدف بهترین دعانویس شهر این است که وزن کافی دعا در بدن شما حفظ شود تا بتوانید تمام حرکات خود را کنترل کنید و در عین حال وزن خود را تا حدی کاهش دهید که از خستگی جادو و طلسمات جلوگیری شود. من میتوانم با آن ژاکت از روی یک پرتگاه بپرم و بدون آسیب در پایین آن فرود بیایم. اگر میخواستم دعا از دست دشمن فرار کنم، میتوانستم به هوا اوج بگیرم، جایی که دسترسی به من غیرممکن بود.» ۶۹ او چاقوی جیبیاش را بیرون آورد و از من خواست که جلیقهی ضدگلولهای را که چاکا مهرگان پوشیده بود،
پاره یا سوراخ کنم؛ اما آن پارچه در برابر تمام تلاشهای من مقاومت کرد. آلرتون اظهار داشت: «شک دارم که گلولهای از فاصله نزدیک بتواند به آن نفوذ کند؛ من هرگز این آزمایش را انجام ندادهام، اما جایی که ما میرویم هیچ گلولهای توسط بومیان استفاده نمیشود.» همه ما از این تدبیر عجیب غرق در شگفتی شدیم. پرسیدم: «اون جعبهی کوچیک کریستال چقدر گاز تولید میکنه؟» «به اندازهای که ژاکت را شش بار باد کنم. اما من مقدار زیادی کریستال آنملین در صندوقچهی دیگری دارم تا بهترین دعانویس شهر در صورت لزوم، جعبهها را دوباره پر کنم.» آرچی پرسید.
- ۰ ۰
- ۰ نظر
صدرا