نکات مهم درباره دعانویس خمام با دیدی تازه

۱۰ بازديد
کافی نبود: شاید آنها با میل خود با لباس پوستی معمول خود به غریبه‌ها نزدیک نمی‌شدند، اولین انگیزه آنها با دیدن علی آباد کتول ما این بود که آن را پنهان کنند. چندین نفر، که من از دیدن کلبه‌هایشان شگفت‌زده شیاطین شدم، پوست‌های بزرگی دور بدن خود داشتند که فرشته آنها آنها مستقیماً مرا دیدند و پنهان شدند. ماهی و قارچ توس باید غذای اصلی موکل جن آنها باشد، زیرا صدف کمیاب و کوچک است؛ اما آنها به وفور ماهی صخره‌ای عالی، ماهی دودی و چیزی که می‌توان آن را کفال زرد نامید، صید می‌کنند. گوشت گواناکو کافر ممکن است گاهی اوقات توسط

آنها تهیه شود، اما نه به مقدار کافی که به عنوان یک ماده غذایی روزانه ذکر به آن وابسته باشند. «بومیان را ترک کردیم و به سمت بازوی غربی کانال طولانی حرکت کردیم و تا غروب، با پارو و بادبان به سمت غرب ادامه دادیم تا اینکه غروب شد و همانطور که فکر می‌کردیم کسی متوجه ما نشد، به خشکی رسیدیم و برای شب آماده شدیم. درست زمانی که قایق را لنگر انداختیم، آتش روشن کردیم و چادرمان را برپا کردیم، یک قایق کانو به خلیج آمد؛ یکی پس از دیگری، نماز خواندن تا اینکه بومیان ما را محاصره کردند.{۴۴۱}یا باید

آنها را به زور بیرون کنیم، یا تمام شب با شیطان آنها دست و پنجه نرم کنیم، فوراً وسایلمان را جمع کردیم و به آنها عصر بخیر گفتیم. حدود سه مایل دورتر به سمت غرب، دوباره فرود سید و حاجی آمدیم و چادرمان را در خلیج کوچکی مقدس برپا کردیم که در طول شب، بدون هیچ وقفه‌ای، پناهگاه خوبی برای ما بود. امروز بعد از ظهر، حاجت گرفتن ساعت چهار (که روز ماه کامل بود) آب دریا به اوج خود رسید و جزر و مد سه فوت بالا آمد. کانال اینجا، و همزاد روبروی تنگه، حدود سه مایل عرض دارد. دعاگر در سمت

شمال اعمال صالح طلسم آن، ماسال خطی پیوسته از کوه‌های بلند پوشیده از برف تا حدود هزار فوت از آب قرار دارد. به همین ترتیب، ارتفاعات پوشیده از برف در جنوب وجود دارد، جادو سیاه به طوری که کانال توسط دره‌ای که بین دو رشته کوه موازی مرتفع قرار دارد، تشکیل شده است. «هشتم. امروز طلسم نویس صبح هوا خیلی سرد شد. ما با طلوع خورشید، با نسیم ملایمی از سمت شرق، شروع به حرکت کردیم و مسافت جادوگر زیادی را دعانویس قبل از آن دویدیم. کانال همان ویژگی و تقریباً همان عرض را حفظ کرد؛ در شمال، کوه‌ها بدون هیچ روزنه ای

ادامه داشتند؛ اما چند مایل دورتر، چیزی را دیدیم که به نظر می‌رسید یکی باشد. خیلی زود متوجه شدم که یک گذرگاه به سمت غرب و دیگری به سمت جنوب غرب وجود دارد که به نظر می‌رسد به دریا باز می‌شود. با قطع شدن نسیم شرقی و آمدن طوفان از شمال غربی، بعدازظهر پیشرفت زیادی نکردیم؛ با این حال، قبل از تاریکی هوا به جایی که دو کانال شروع می‌شوند رسیدیم و شب را در یک جزیره کوچک توقف کردیم. کمی پس از تاریکی هوا، یکی از خدمه قایق با دیدن جفت روحی دو چشم بزرگ دعانویس که از طلسم میان

بوته‌ای انبوه طلسم به او خیره شده دعا بودند، جا خورد و به سمت دعا نویسی همراهانش دوید و گفت که شیطان را دیده است! خنده‌ای از ته دل به قیمت جانش تمام شد و به مشرکان دنبال آن شلیکی به سمت بوته انجام شد که یک جغد شاخدار باشکوه را به زمین انداخت. «روز بعد، مسیر غربی خود را ادامه دادیم. هیچ بومی دورود دیده نشد، اگرچه از چند کلبه‌ی سرگرد عبور کردیم. غربی‌ترین کلبه‌ی نوک‌تیز یا کلبه‌ی یاپو، در خشکی اصلی، نزدیک جزیره‌ی شیطان بود؛ از دعا درختان کوچکی ساخته شده بود که به صورت دایره‌ای روی هم انباشته

پیشینه تاریخی شده حرز بودند (شاخه‌ها ابطال کردن جادو دعا و ریشه‌ها شکسته شده بودند) و انتهای خمام کوچک‌تر آنها در بالا به هم می‌رسید. قدیس خدمه‌ی قایق گفتند که اجنه غیر مسلمان آنجا یک «خانه‌ی اجتماعات» بوده است، و شاید خیلی هم اشتباه نمی‌کردند؛ زیرا چنین بود{۴۴۲}با توجه به وسعت زیاد و دعا درست در جایی که می‌توان آن را زمینی بی‌طرف بین دو کیمیاگری قبیله نامید، فرشتگان بعید نیست که در آنجا ملاقات‌های زیادی مذهب - شاید نبردهای زیادی - رخ داده باشد. در زمان جدایی یا تلاقی دو متون کهن دعانویس کانال، امروز ابجد صبح ساعت یک ربع قبل از فرشتگان ساعت پنج،

آب به اوج خود رسید و سیل از غرب، حدود یک گره در ساعت، جاری شد. جزر با تقریباً نصف این قدرت به سمت غرب سرازیر شد. مقدار زیادی چوب و قطعات بزرگ یخ نیز با آن حمل شدند. بین برخی از کوه‌ها، یخ
تا كنون نظري ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در رویا بلاگ ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.